الکاتب

🌐 نویسنده

این واژه به معنی «نویسنده» یا «مُؤلّف» است؛ یعنی کسی که می‌نویسد، مطلب تولید می‌کند یا متن ادبی، علمی، خبری یا رسمی می‌نویسد. در کاربردهای قدیمی عربی، گاهی به معنای «منشی» یا «کاتبِ نامه‌ها و اسناد» نیز آمده است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 نویسنده

📌 نمایشنامه نویس

📌 کارمند

📌 ستون نویس

📌 کاتب

جمله سازی با الکاتب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وصف النقّاد او الکاتب بأنه دقيقٌ في اختيار كلماته.

منتقد یا نویسنده به عنوان فردی دقیق در انتخاب کلمات توصیف شد.

💡 قال الکاتب ان الرواية الجديدة ستصدر في بداية الصيف القادم.

این نویسنده اعلام کرد که رمان جدیدش اوایل تابستان آینده منتشر خواهد شد.

💡 قابلنا الکاتب في معرض الكتاب وهو يوقّع نسخًا جديدة من عمله.

ما نویسنده را در نمایشگاه کتاب ملاقات کردیم، در حالی که داشت نسخه‌های جدید آثارش را امضا می‌کرد.

💡 جلس او الکاتب في المقهى يدوّن ملاحظاته عن الحياة اليومية.

نویسنده در کافه نشسته بود و از زندگی روزمره یادداشت برمی‌داشت.

💡 أمضى الکاتب ساعات طويلة في مراجعة روايته قبل إرسالها إلى الناشر.

نویسنده قبل از ارسال رمانش به ناشر، ساعت‌های زیادی را صرف بررسی آن کرد.

💡 أكد الکاتب ان تجربته مع السفر ألهمته كثيرًا أثناء الكتابة.

نویسنده تأیید کرد که تجربه‌اش در سفر، هنگام نوشتن، الهام‌بخش او بوده است.

💡 قابلنا او الکاتب في المعرض الثقافي وطلبنا منه توقيع كتابه.

ما نویسنده را در نمایشگاه فرهنگی ملاقات کردیم و از او خواستیم کتابش را امضا کند.

💡 شرح الکاتب فكرته للجمهور بطريقة واضحة ومؤثرة.

نویسنده ایده خود را به شیوه‌ای واضح و تأثیرگذار برای مخاطب توضیح داده است.

کلمات مرتبط