قوي
🌐 قوی
فعل (verb)
📌 افزایش
صفت (adjective)
📌 قوی
📌 قدرتمند
📌 مقاوم
📌 جامد
📌 سخت
جمله سازی با قوي
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ظهرتْ رياحٌ قوي ةٌ في المساءِ، فأغلقتِ العائلاتُ النوافذَ بسرعةٍ.
عصر بادهای شدیدی شروع شد، بنابراین خانوادهها به سرعت پنجرههای خود را بستند.
💡 صدر صوت قوي من الغرفة المجاورة فأيقظ الأطفال وهم نائمون بسلام.
صدای بلندی از اتاق بغلی آمد و بچههایی را که آرام خوابیده بودند، بیدار کرد.
💡 فاز اللاعب دراو في المباراة بعد أداء متوازن ودفاع قوي طوال الأشواط.
بازیکن درائو پس از عملکردی متعادل و دفاع قوی در طول ستها، مسابقه را برد.
💡 فرح الجمهور بـ انتصاره بعد أداء قوي في النهائي.
تماشاگران پس از عملکرد قوی در فینال، از پیروزی او شادمان شدند.
💡 فتنحی الطفل عن الباب حين سمع صوت طرقٍ قوي في الخارج.
کودک با شنیدن صدای ضربه زدن بلندی از بیرون، از در فاصله گرفت.
💡 كانَ ردُّهُ قوي ًا لكنهُ محترمٌ، لذلكَ قَبِلَ الجميعُ وجهةَ نظرِه.
پاسخ او محکم اما محترمانه بود، بنابراین همه دیدگاه او را پذیرفتند.
💡 صنع الحرفي مقعدًا جميلًا من خيزرانٍ قوي يليق بالحديقة الصغيرة.
صنعتگر یک نیمکت زیبا از بامبوی محکم، مناسب برای آن باغ کوچک، ساخت.
💡 فاز فريق المدرسة بالمركز الأول بعد أداء قوي ومنظم في المباراة.
تیم مدرسه پس از عملکردی قوی و سازمانیافته در این مسابقه، مقام اول را کسب کرد.
💡 هذا الدواءُ قوي ويجبُ استعمالُهُ فقط حسبَ تعليماتِ الطبيبِ.
این دارو قوی است و فقط باید طبق دستور پزشک استفاده شود.
💡 ربط العامل الصندوق كحبل قوي حتى لا يفتح أثناء النقل.
کارگر جعبه را با طناب محکمی بست تا هنگام حمل و نقل باز نشود.
💡 قد يؤدي انتزاز حراري قوي إلى تغيّر في شكل المعدن مع الوقت.
جذب حرارتی قوی ممکن است منجر به تغییر شکل فلز در طول زمان شود.
💡 لا يمكن بناء مشروع قوي دون االستمرار في المتابعة والتطوير.
یک پروژه قوی بدون نظارت و توسعه مستمر نمیتواند ساخته شود.