قوتها

🌐 قدرت او

یعنی قوتِ او / آن، آذوقهٔ او / آن با ضمیر «ها» که برای مؤنث مفرد به کار می‌رود. بسته به بافت، می‌تواند به یک زن یا به یک چیز مؤنث‌گرفته در عربی اشاره کند.

اسم (noun)

📌 قدرت

📌 شدت

صفت (adjective)

📌 قوی

📌 قوی‌تر

📌 مقاوم

صفت / قید (adjective / adverb)

📌 قدرتمند

جمله سازی با قوتها

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 استعادت قوتها بعد أن تناولت الطعام واستراحت قليلًا.

او پس از خوردن غذا و کمی استراحت، قدرت خود را بازیافت.

💡 برهنت قوتها بکل خلال الأزمة حين ساعدت الجميع دون تردد.

او قدرت خود را در طول بحران ثابت کرد، زمانی که بدون هیچ تردیدی به همه کمک کرد.

💡 كانتِ الأمُّ صامدةً أمامَ المرضِ، وتظهرُ قوتها في كلِّ زيارةٍ للطبيب.

مادر در مواجهه با بیماری مقاوم بود و در هر مراجعه به پزشک، قدرت خود را نشان می‌داد.

💡 ‬وكان يتم استكشاف‬ ‫مدى قوتها من خالل تطبيق ذلك على نص نقدي‪.

قدرت آن با به کارگیری آن در یک متن انتقادی بررسی شد.

💡 أثنى الطبيب على قوتها لأنها عادت إلى نشاطها بسرعة.

پزشک از قدرت او تمجید کرد زیرا به سرعت فعالیت خود را بازیافت.

💡 رأينا قوتها بکل في العمل الجماعي وفي سرعة اتخاذ القرار.

ما قدرت او را در کار تیمی و سرعت تصمیم‌گیری دیدیم.

💡 لم تتراجع، بل أظهرت قوتها بکل حتى نهاية المهمة.

او عقب‌نشینی نکرد، بلکه تا پایان مأموریت قدرت خود را نشان داد.