کلمهی «دمبال» در فارسی شکلی غیررسمی و گفتاری از واژهی «دنبال» است. این شکل بیشتر در محاورهها و گویشهای محلی به کار میرود. از نظر معنا، تفاوتی میان «دمبال» و «دنبال» وجود ندارد؛ هر دو به معنای «پشت سر»، «پس از»، «در پی چیزی بودن»، «تعقیب کردن» یا «جستوجوی هدفی خاص» هستند. از دیدگاه زبانشناسی، این واژه نمونهای از تحول آوایی در زبان محاورهای است، جایی که حرف «ن» در ترکیب «دنبال» به «م» تبدیل میشود تا تلفظ راحتتر گردد، این پدیده در فارسی رایج است. در نوشتار رسمی، کاربرد «دمبال» نادرست شمرده میشود، اما در گفتگو یا در بازنمایی لهجهها در ادبیات، شکل طبیعی و پذیرفتهشدهای است. از نظر معناشناسی، «دمبال» همچنان بیانگر حرکت در پی هدف، پیگیری و جستوجوست و هم در معنای مکانی (پشت سر کسی رفتن) و هم در معنای انتزاعی (در پی هدف یا موضوعی بودن) کاربرد دارد.
دمبال
لغت نامه دهخدا
دمبال. [ دُ ] ( اِ مرکب ) دم و دمب و ذنب. ( ناظم الاطباء ). دنبال. || پشت و پس و عقب. ( ناظم الاطباء ).
- دمبال چشم؛ گوشه چشم. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به دم و دنبال شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - دنب هر چیز ۲ - عقب چیزی پس چیزی.