اختلال

🌐 اختلال

یعنی «نقص، آشفتگی، به‌هم‌ریختگی، یا خرابی در کارکرد». این واژه برای اشاره به مشکل در نظم، سلامت، سیستم یا عملکرد طبیعی یک چیز به کار می‌رود.

اسم (noun)

📌 عدم تعادل

📌 اختلال

📌 ناهم‌ترازی

جمله سازی با اختلال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 يمكن تناول الهرمون الداعم للحمل كمكمل لعلاج اختلال التوازن الهرموني.

هورمون‌های حمایت‌کننده بارداری می‌توانند به عنوان مکمل برای درمان عدم تعادل هورمونی مصرف شوند.

💡 أدى اختلال الميزان المالي إلى خسائر كبيرة في نهاية العام.

عدم تعادل مالی منجر به زیان‌های قابل توجهی در پایان سال شد.

💡 ابحث عن اختلال التوازن في الأسواق.

به دنبال عدم تعادل در بازارها باشید.

💡 لاحظ الأطباء اختلال ضغط الدم عند المريض بعد الجهد الشديد.

پزشکان پس از فعالیت شدید بدنی متوجه افت فشار خون بیمار شدند.

💡 تسبب اختلال النظام المروري في ازدحام خانق وسط المدينة.

اختلال در سیستم ترافیک باعث ازدحام شدید در مرکز شهر شد.

💡 يمكن أن يساهم مستقبل الإستروجين المعطل في اختلال التوازن الهرموني في الجسم.

اختلال در گیرنده‌های استروژن می‌تواند به عدم تعادل هورمونی در بدن منجر شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران