قواما
🌐 بدن
«قواما» شکل منصوب یا کاربرد قرآنی / ادبیِ واژهی «قوام» است و معمولاً به معنی «مایهی برپایی»، «سبب استواری» یا «بهگونهای استوار» فهمیده میشود. در برخی آیات و متون، این صورت برای تأکید بر نقش چیزی در برپا نگه داشتن یا سامان دادن یک امر به کار میرود. برای ترجمه دقیق آن، باید آیه یا جملهی کامل را دید.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 بافت
جمله سازی با قواما
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سار الجندي قواما مستقيمًا رغم التعب الشديد بعد ساعات طويلة من التدريب.
این سرباز با وجود خستگی مفرط پس از ساعتها تمرین، با قامتی صاف راه میرفت.
💡 بقي الطفل قواما بجانب أمه وهو يحمل حقيبته الصغيرة طوال الطريق.
کودک در کنار مادرش ایستاده بود و تمام راه کیف کوچکش را حمل میکرد.
💡 جلس الموظف قواما على الكرسي ليتابع العرض دون أن يتحرك كثيرًا.
کارمند صاف روی صندلی نشست تا ارائه را بدون حرکت زیاد دنبال کند.