قوامها

🌐 ترکیب آن

«قوامها» به‌طور کلی می‌تواند به معنای «استواریِ آن» یا «پایداریِ آن چیز» باشد. این واژه بسته به متن، می‌تواند به دوام، نظم یا حالت برپا و برقرار بودن چیزی اشاره کند.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 شکل او

📌 قدرت آن

📌 شامل

📌 بافت آن

📌 بافت آنها

📌 شماره گذاری

جمله سازی با قوامها

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كانت ترتدي فستانًا زهريًا مشرقًا أبرز ممتلىء قوامها بشكل جميل.

او لباس صورتی روشنی پوشیده بود که به زیبایی اندام کاملش را برجسته می‌کرد.

💡 حافظتِ الشركةُ على قوامها رغمَ الأزمةِ الاقتصاديةِ الأخيرة.

این شرکت علیرغم بحران اقتصادی اخیر، ساختار خود را حفظ کرد.

💡 ضعفتْ قوامها بعدَ سنواتٍ من الإهمالِ وسوءِ التخطيط.

ساختار آن پس از سال‌ها بی‌توجهی و برنامه‌ریزی ضعیف، ضعیف شده است.

💡 بعد شهور من العمل الجاد، حققت أخيرًا قوامها الممشوق.

پس از ماه‌ها تلاش سخت، او بالاخره به اندام باریک خود رسید.

💡 يمكن أن تتسبب المناشف التقليدية بتلف شعرك بسبب قوامها الخشن.

حوله‌های سنتی به دلیل بافت زبری که دارند، می‌توانند به موهای شما آسیب بزنند.

💡 تقومُ قوامها على التعليمِ الجيدِ والعملِ الجماعيِّ بين الموظفين.

پایه و اساس آن بر آموزش خوب و کار تیمی بین کارکنان استوار است.

کلمات مرتبط