فوا

🌐 فاوا

این واژه در عربی معمولاً به صورت ندایی یا تعجبی به کار می‌رود و بیشتر در زبان محاوره یا متون ادبی دیده می‌شود. گاهی به عنوان جزء آغازینِ یک عبارت برای بیان حسرت، شگفتی یا توجه‌دادن به چیزی آمده است. بسته به بافت جمله، می‌تواند معنای مستقلی نداشته باشد و فقط نقش آوایی یا احساسی داشته باشد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 فوآ

📌 فوا

📌 ووی

جمله سازی با فوا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وضعتِ البائعةُ فوا على الطاولة لتجربتها قبل أن يقرر الزبائن شراءها.

فروشنده، محصول را روی میز گذاشت تا مشتریان قبل از تصمیم به خرید، آن را امتحان کنند.

💡 ٤٥ - السيد فوا (سنغافورة): أوضح أن الفريق العامل أدرج العبارة بين قوسين معقوفين لايضاح مصطلح "المعايير المعمول بها".

۴۵ - آقای فوآ (سنگاپور): ایشان توضیح دادند که گروه کاری برای روشن شدن اصطلاح «استانداردهای قابل اجرا»، عبارت را داخل کروشه قرار داده‌اند.

💡 انتشرت فوا في الحيّ بعد المطر، فصار الأطفال يجمعونها في السلال.

فاوا بعد از باران در سراسر محله پخش شد، بنابراین بچه‌ها شروع به جمع‌آوری آنها در سبدها کردند.

💡 على الأقل يقول عالم بارز في العلوم السياسية: إن بيانات السيد مونك والسيد فوا ليست مثيرة للقلق كما يعتقدون.

حداقل یک دانشمند برجسته علوم سیاسی می‌گوید که اظهارات آقای مانک و آقای فوآ آنطور که آنها فکر می‌کنند نگران‌کننده نیست.

💡 ٤١ - السيد فوا (سنغافورة): أيد التعديل المقترح للفقرة الجديدة ٢ من المادة ١٢.

۴۱ - آقای فو (سنگاپور): از اصلاحیه پیشنهادی بند ۲ جدید ماده ۱۲ حمایت کرد.

💡 رأيتُ فوا كثيرةً في السوق الشعبيّ هذا الصباح، وكان الناسُ يشترونها بسرعة.

امروز صبح علوفه زیادی در بازار عمومی دیدم و مردم به سرعت آن را می‌خریدند.

کلمات مرتبط