فقطعت
🌐 قطعش کردم.
«فَقَطَعَتْ» یعنی «او برید» یا «او قطع کرد»، و چون «ت» در پایان آمده، معمولاً نشاندهنده فاعل مؤنث مفرد است؛ یعنی «او (زن) قطع کرد / برید». این فعل از همان ریشه «قطع» است و میتواند به بریدن چیزی، قطع کردن راه، یا متوقف ساختن کاری اشاره کند.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 قطع شده
📌 بریدن
جمله سازی با فقطعت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عندَ محاولةِ الإصلاحِ، فقطعت السلكَ بدلَ أن تُعيدَ وصلهُ.
وقتی میخواست آن را تعمیر کند، به جای وصل کردن دوباره سیم، آن را برید.
💡 أمسكتْ بالمقصِّ بقوةٍ، ثم فقطعت الشريطَ الطويلَ إلى أجزاءٍ صغيرةٍ.
قیچی را محکم گرفت، سپس نوار بلند را به قطعات کوچک برید.
💡 فقطعت كالمه روني وهي بتصرخ وقالت :خالص فهمت وهمشي.
رونی حرفش را قطع کرد و با فریاد گفت: «باشه، فهمیدم و دارم میرم.»
💡 كانتِ العجلةُ كبيرةً، لكنَّها فقطعت القماشَ بسرعةٍ ودقّةٍ.
چرخ بزرگ بود، اما پارچه را سریع و دقیق برش میداد.