فرجها
🌐 فرج او
این واژه معمولاً از ریشهٔ «ف-ر-ج» با ضمیرِ «ها» است و میتواند به معنای «گشایشِ آن» یا «شکافِ آن» باشد. یعنی چیزی که به «آن» نسبت داده شده و دربارهاش سخن از بازشدن، فاصله یا رفعِ تنگی است. در فارسی میتوان آن را «گشایشِ آن» یا «شکافِ آن» ترجمه کرد.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 واژن او
📌 کسش
📌 کس او
جمله سازی با فرجها
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وعدها صديقها أن فرجها عن تعبها بنزهة قصيرة في المساء.
دوستش قول داد که خستگی اش را با کمی پیاده روی عصرگاهی برطرف کند.
💡 لم يكن هناك ما فرجها عن قلقها إلا سماع صوت طفلها بسلام.
هیچ چیز اضطراب او را تسکین نمی داد جز شنیدن صدای فرزندش در آرامش.
💡 حاول الطبيب أن فرجها عن الألم بوصفة مناسبة وعلاج سريع.
پزشک سعی کرد با تجویز دارویی مناسب و درمان سریع، درد او را تسکین دهد.