فراي

🌐 سرخ کردن

این صورت در عربی معمولاً به‌صورتِ نوشته‌شده به‌تنهایی خیلی رایج نیست و می‌تواند از ریشه یا ساختی نزدیک به «فرا / فَرَى» باشد. اگر منظور «فَرَى» باشد، به معنای شکافتن، بریدن، یا نیزه / شمشیر در چیزی فرو بردن است؛ و گاهی هم در معنای مجازیِ «افترا بستن» و نسبت ناروا دادن به‌کار می‌رود. بنابراین «فراي» بسته به ضبط، می‌تواند اشاره به عملِ بریدن، شکافتن، یا نسبتِ ناروا باشد.

اسم (noun)

📌 فرای

قید (adverb)

📌 فری

دیکشنری عربی به فارسی

📌 سرخ کردن

جمله سازی با فراي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وهناك تشابه مهم بين النظرية الادبية البنيوية ونقد نورثروب فراي الذي يدين الى الدراسة الانثروبولوجية للأساطير.

شباهت مهمی بین نظریه ادبی ساختارگرا و نقد نورثروپ فرای وجود دارد که مدیون مطالعه انسان‌شناختی اسطوره‌ها است.

💡 كان فراي قد وعد بنمو الصناعة، وقد جذب ذلك الوعد العاطلين الريفيين للمدن.

فرای وعده رشد صنعتی داده بود و این وعده باعث جذب روستاییان بیکار به شهرها شد.

💡 كان فراي تحت المراقبة بصفة مستمرة لذلك فقد تعرض مرارًا للاستجواب والاعتقال.

فری دائماً تحت نظر بود، به همین دلیل بارها مورد بازجویی قرار گرفت و دستگیر شد.

💡 ذهبتُ إلى السوقِ، و فراي البيتَ القديمَ الذي كانَ قربَ النهرِ.

من به بازار رفتم، و فری به خانه قدیمی که نزدیک رودخانه بود.

💡 جلسَ الرجلُ فراي الشجرةِ ينتظرُ صديقَهُ حتى المساءِ.

مرد تا عصر کنار درخت منتظر دوستش نشست.

💡 رأيتُ الطفلَ يركضُ فراي البابِ ثم يدخلُ بسرعةٍ إلى الداخلِ.

دیدم که بچه از کنار در دوید و بعد سریع رفت داخل.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران