فرای
🌐 فری
این واژه در عربی میتواند به «افترا» و «دروغِ ساختهشده» نزدیک باشد، چون «فِرْية» به معنی بهتان و دروغ بزرگ است. همچنین اگر از ریشه «فرى» باشد، معنای «شکافتن» نیز در پسزمینه هست. در نتیجه «فرای» غالباً یا به معنای «دروغ و بهتان» است یا به معنای «شکافتن / بریدن» برحسب متن.
اسم (noun)
📌 فرای
قید (adverb)
📌 فری
دیکشنری عربی به فارسی
📌 سرخ کردن
جمله سازی با فرای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سارَ الرجلُ فرای الجسرِ الصغيرِ حتى وصلَ إلى الضفةِ الأخرى.
مرد از پل کوچک گذشت تا به کرانهی دیگر رسید.
💡 وقفَ المسافرُ فرای السيارةِ ينتظرُ أن يبدأَ السائقُ الرحلةَ.
مسافر جلوی ماشین ایستاده بود و منتظر بود تا راننده سفر را شروع کند.
💡 جلستُ فرای الشباكِ أراقبُ المطرَ وهو ينزلُ بهدوءٍ.
کنار پنجره نشسته بودم و به باران که آرام آرام میبارید نگاه میکردم.