فخلا

🌐 پس او رفت

«فخلا» یعنی «پس تنها ماند» یا «آنگاه خالی شد / خالی کرد». این واژه از ریشهٔ «خلا» است که به معنای خالی بودن، تهی شدن، تنها شدن، یا کنار رفتن می‌آید. در فارسی، بسته به بافت، می‌توان آن را «خلوت شد»، «تنها شد» یا «رها شد» ترجمه کرد. این واژه گاهی حالتِ مکانی دارد، یعنی جایی خالی شد، و گاهی حالتِ شخصی، یعنی کسی تنها ماند.

جمله سازی با فخلا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 كان المنزل موحشًا بعد سفر العائلة، فخلا من الأصوات والأنوار.

خانه پس از رفتن خانواده، متروک و خالی از صدا و نور بود.

💡 انشغل الزبائن بالمحادثة فخلا المقهى من الضجيج قليلًا بعد الظهر.

مشتری‌ها غرق در گفتگو بودند، برای همین کافه بعدازظهر کمی خلوت‌تر شد.

💡 بعد مغادرة الضيوف فخلا البيت من الأصوات وبقي هادئًا تمامًا.

بعد از رفتن مهمان‌ها، خانه خالی از هر صدایی شد و کاملاً ساکت ماند.

💡 خرج الجميع إلى الساحة فخلا المكتب إلا من العامل المناوب.

همه به حیاط رفتند و دفتر به جز کارمند کشیک خالی ماند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران