فتية

🌐 مردان جوان

«فِتْیَة» نیز جمعِ «فتى» است و مانند «فتیان» به معنای جوانان می‌آید، هرچند در برخی کاربردها رنگ‌وبوی فصیح‌تر یا قرآنی‌تر دارد. این واژه معمولاً به گروهی از جوانان اشاره می‌کند که از نظر سن، نیرو، یا همراهی در یک ماجرا کنار هم آمده‌اند. در قرآن نیز واژه‌هایی از همین ریشه برای جوانان به کار رفته است.

اسم (noun)

📌 پسران

📌 جوان

جمله سازی با فتية

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كانَ فتية ُ المدرسةِ يتبادلونَ الحديثَ عن نتائجِ الامتحانِ.

بچه‌های مدرسه داشتند درباره نتایج امتحانات صحبت می‌کردند.

💡 وقفَ فتية المدرسةِ في الساحةِ ينتظرونَ بدءَ المسابقةِ العلميةِ بحماسٍ واضحٍ.

پسربچه‌های مدرسه در حیاط ایستاده بودند و با شور و شوق آشکاری منتظر شروع مسابقه علمی بودند.

💡 كانَ فتية ُ الرياضِ يتسابقونَ في الجريِ على المضمارِ الترابيِّ.

مردان جوان ریاض در پیست خاکی با یکدیگر مسابقه می‌دادند.

💡 عملَ فتية ُ القريةِ مع كبارِ السنِّ في موسمِ الحصادِ.

جوانان روستا در فصل برداشت محصول با بزرگان روستا همکاری می‌کردند.

💡 قال المدرسُ: فتية يا أبنائي، اجتهدوا في دروسكم، فالمستقبلُ ينتظرُ من يعملُ بصدقٍ.

معلم گفت: پسران جوان، در درس‌هایتان سخت تلاش کنید، زیرا آینده در انتظار کسانی است که صادقانه کار می‌کنند.

💡 اجتمعَ فتية ُ الحيِّ أمامَ المسجدِ بعدَ صلاةِ المغربِ.

جوانان محله پس از نماز مغرب جلوی مسجد جمع شدند.

💡 سارَ فتية ُ القريةِ إلى النهرِ حاملينَ بعضَ الأدواتِ البسيطةِ.

پسرهای روستا با چند ابزار ساده به سمت رودخانه رفتند.

💡 صرخَ القائدُ: فتية يا رجالَ الفريقِ، تماسكوا وواصلوا اللعبَ حتى النهايةِ.

رهبر فریاد زد: «پسرها، مردهای تیم، محکم بایستید و تا آخر به بازی ادامه دهید.»

💡 اشتركتْ مجموعةٌ من فتية الحيِّ في تنظيفِ الشاطئِ صباحَ الجمعةِ.

گروهی از مردان جوان محله صبح جمعه در تمیز کردن ساحل شرکت کردند.

💡 وقفَ فتية ٌ عندَ بابِ المدرسةِ يرحبونَ بالمعلمينَ.

چند مرد جوان جلوی در مدرسه ایستاده بودند و به معلمان خوشامد می‌گفتند.

💡 كان بعضُ فتية القريةِ يرافقونَ الراعي إلى المراعي البعيدةِ كلَّ يومٍ.

بعضی از پسربچه‌های روستا هر روز چوپان را تا مراتع دوردست همراهی می‌کردند.

کلمات مرتبط