فاضت

🌐 سرریز شد.

این شکل مؤنث / مفردِ فعل «فاض» است و یعنی «لبریز شد، جاری شد، سرازیر شد». مثلاً می‌گویند «فاضت الدموع» یعنی «اشک‌ها جاری شد».

دیکشنری عربی به فارسی

📌 سرریز شده

📌 سیل زده

📌 لبریز

📌 سرریزها

جمله سازی با فاضت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‬بل وكافة الفريق الذي ساهم بالعرض وقام بتجسيده ففي تلك األمسية التي فاضت باالحتفال‬ ‫بعيد الميالد ذاك‪

در واقع، تمام تیمی که در آن شبِ سرشار از جشن‌های کریسمس، به نمایش جان بخشیدند و آن را زنده کردند.

💡 ‬فاضت عيناﻩ بالدم حينمنا تالقنت‬ ‫بعيني وليد اللتان حملتا نظراتهما معاني كثيرة‪.

وقتی با چشمان ولید که نگاهش معانی زیادی داشت، روبرو شدیم، چشمانش پر از خون شد.

💡 ‬ولكن الطفلة فاضت روحها قبل أن يتحقق ذلك فأنفق‬ ‫الجنيه في شراء التابوت الذي توسدته‪.

اما کودک قبل از اینکه این اتفاق بیفتد، درگذشت، بنابراین آن پوند صرف خرید تابوتی شد که او در آن قرار داشت.

💡 بعد الأمطار الغزيرة، فاضت القناة وأدت إلى غمر الطرق المجاورة.

پس از بارندگی شدید، کانال آب طغیان کرد و جاده‌های اطراف را دچار آبگرفتگی کرد.

💡 كانت علامات المياه المرتفعة ظاهرة على الأشجار بعد أن فاضت البحيرة.

پس از سرریز شدن دریاچه، نشانه‌هایی از بالا آمدن آب روی درختان قابل مشاهده بود.

💡 عندما امتلأَ النهرُ بالمياهِ، فاضت ضفافُهُ في بعضِ الأماكنِ.

وقتی رودخانه پر از آب بود، کناره‌هایش در بعضی جاها طغیان می‌کرد.

کلمات مرتبط