فاستطاع

🌐 پس او توانست

این فعل به‌معنای «توانست» یا «قدرت انجام یافت» است. در عربی، «استطاع» از ریشه «طوع» و در معنای توانایی و امکان انجام کاری به‌کار می‌رود؛ یعنی فاعل موفق شد کاری را انجام دهد چون توان و امکان آن را داشت.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 قادر

📌 مدیریت شده

جمله سازی با فاستطاع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 أضاء سرٰجا صغير الغرفة أثناء انقطاع الكهرباء، فاستطاع الجميع مواصلة القراءة.

یک لامپ کوچک در طول قطعی برق اتاق را روشن می‌کرد، بنابراین همه توانستند به خواندن ادامه دهند.

💡 فاتخذ الطالبُ من المكتبة مكانًا هادئًا للمراجعة، فاستطاع أن يُنهي واجباته بتركيزٍ أكبر.

دانش‌آموز کتابخانه را به عنوان مکانی آرام برای مرور انتخاب کرد و توانست تکالیف خود را با تمرکز بیشتری انجام دهد.

💡 هدات الرياح في المساء، فاستطاع الصيادون العودة إلى الميناء بأمان.

عصر، باد آرام شد و ماهیگیران توانستند به سلامت به بندر برگردند.

💡 بعدَ تدريبٍ طويلٍ، فاستطاع الطالبُ حلَّ المسألةِ الصعبةِ بسرعة.

پس از مدت طولانی تمرین، دانش‌آموز توانست مسئله‌ی دشوار را به سرعت حل کند.

💡 حاولَ المتسلقُ كثيرًا حتى فاستطاع الوصولَ إلى القمةِ مع الفجر.

کوهنورد بارها تلاش کرد تا اینکه توانست هنگام سپیده دم به قله برسد.

💡 بفضلِ التعاونِ بين الجيرانِ، فاستطاع الرجلُ إصلاحَ بيتهِ المتضرر.

به لطف همکاری همسایه‌ها، مرد توانست خانه‌ی آسیب‌دیده‌اش را تعمیر کند.

💡 استخدم أسلوبا حرکيا في التمرين، فاستطاع أن يغير اتجاه اللعب بسرعة.

او در این تمرین از تکنیک جنبشی استفاده کرد و توانست به سرعت جهت بازی را تغییر دهد.

💡 كانت لافتة المحلّ واضحة جدًا، فاستطاع الزبائن العثور عليه بسهولة في الشارع المزدحم.

تابلوی مغازه خیلی واضح بود، بنابراین مشتریان به راحتی می‌توانستند آن را در خیابان شلوغ پیدا کنند.

💡 كان صالون الفندق هادئًا، فاستطاع المسافر أن يقرأ فيه كتابه.

سالن هتل ساکت بود، بنابراین مسافر توانست کتابش را آنجا بخواند.

💡 ظهر أسلوبه كالمي في النقاش، فاستطاع أن يهدئ توتر الحاضرين بسرعة.

سبک بحث او آرامش‌بخش بود و او توانست به سرعت تنش حاضران را کاهش دهد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران