فاتر
🌐 ولرم
صفت (adjective)
📌 ولرم
📌 سرد
📌 نیمه کاره
📌 کمفروغ
📌 بی حال
📌 بی روح
جمله سازی با فاتر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 كان استقبالُه فاتر ًا بعض الشيء، لذلك شعر الضيفُ أن الزيارة لم تكن في وقتها المناسب.
پذیرایی او نسبتاً سرد بود، بنابراین مهمان احساس کرد که این دیدار به موقع نبوده است.
💡 يوصف الطاعون بشكل فاتر من وراء لوح على شكل مؤتمر صحفي يدور حول الموت.
طاعون از پشت پوستری که به شکل یک کنفرانس مطبوعاتی درباره مرگ است، با بیمیلی توصیف میشود.
💡 ماذا عن القبعه المنخفضه حسنا, لقد كان فاتر قليلا
در مورد کلاه کوتاه چطور؟ خب، کمی ولرم بود.
💡 شربتُ ماءً فاتر ًا بعد التمرين، فشعرتُ بالراحة ولم أُصب بالانزعاج من البرودة الشديدة.
بعد از ورزش آب ولرم نوشیدم و احساس راحتی کردم و سرمای شدید اذیتم نکرد.
💡 طلب الطبيب من المريض أن وغسل الجرح بماء فاتر وصابون لطيف.
پزشک از بیمار خواست که زخم را با آب ولرم و صابون ملایم بشوید.
💡 قدّم العاملُ الشايَ فاتر ًا، فطلب الزبونُ استبدالَه لأنّه كان يفضّل المشروبَ ساخنًا.
کارگر چای را ولرم سرو کرد، بنابراین مشتری درخواست کرد که چای را عوض کنند زیرا نوشیدنی را گرم ترجیح میداد.