غير معقول

🌐 غیرمنطقی

یعنی غیر منطقی، نامعقول، بی‌دلیل ؛ برای رفتار، سخن یا تصمیمی به‌کار می‌رود که با عقل و منطق سازگار نیست.

صفت (adjective)

📌 غیرمنطقی

📌 باور نکردنی

📌 باورنکردنی

📌 بی وجدان

📌 غیرقابل تصور

📌 پوچ

📌 مضحک

📌 غیرقابل باور

جمله سازی با غير معقول

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ادعاؤها بأنها تحدثت إلى الكائنات الفضائية بدا غير معقول لجميع أصدقائها.

ادعای او مبنی بر اینکه با موجودات فضایی صحبت کرده است، برای همه دوستانش غیرقابل قبول به نظر می‌رسید.

💡 بدا التفسير غير معقول للمعلم، فطلب من الطالب توضيح فكرته بشكل أدق.

معلم این توضیح را غیرمنطقی دانست، بنابراین از دانش‌آموز خواست تا ایده‌اش را دقیق‌تر توضیح دهد.

💡 وإني لا زلت أعتقد أن أمرا من هذا القبيل غير معقول في الواقع.

و من هنوز هم معتقدم که چنین چیزی در واقع غیرمنطقی است.

💡 كان السعر غير معقول بالنسبة إلى هذا المنتج البسيط، لذلك رفض الزبائن شراءه.

این قیمت برای چنین محصول ساده‌ای غیرمنطقی بود، بنابراین مشتریان از خرید آن خودداری کردند.

💡 طرح المسؤول طلبًا غير معقول في تلك الظروف، مما أثار استغراب الفريق.

آن مسئول در آن شرایط درخواست غیرمنطقی‌ای کرد که باعث تعجب تیم شد.