غير مباشر
🌐 غیرمستقیم
صفت (adjective)
📌 غیرمستقیم
📌 دست دوم
📌 ضربه زدن
📌 نیابتی
📌 جریان
📌 دوربرگردان
📌 پاییندست
جمله سازی با غير مباشر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 أحيانًا يكون التواصل غير مباشر عبر البريد الإلكتروني أكثر ملاءمة من اللقاء السريع.
گاهی اوقات ارتباط غیرمستقیم از طریق ایمیل راحتتر از یک جلسه کوتاه است.
💡 جاء كلامه اعترافًا غير مباشر بأنه أخطأ في التقدير.
سخنان او اعتراف غیرمستقیمی بود مبنی بر اینکه در مورد موقعیت اشتباه قضاوت کرده است.
💡 كان النقد الذي وجهه المدير غير مباشر لكنه واضح المعنى لكل الموظفين.
انتقاد مدیر غیرمستقیم بود اما برای همه کارمندان مفهوم واضحی داشت.
💡 وصلنا غير مباشر إلى سبب المشكلة عبر عدة تقارير وتحليلات.
ما به طور غیرمستقیم از طریق چندین گزارش و تحلیل به علت مشکل رسیدیم.
💡 تعرّفوا على المشكلة بشكل غير مباشر من خلال تعليق عابر لصديق.
آنها به طور غیرمستقیم و از طریق اظهار نظر اتفاقی یکی از دوستانشان از مشکل مطلع شدند.
💡 وقد استخدم الذهب على نطاق واسع في جميع أنحاء العالم من المال، لتبادل غير مباشر كفاءة، وتخزين الثروة في الكنوز.
طلا به طور گسترده در سراسر جهان به عنوان پول، برای تبادل غیرمستقیم کارآمد و برای ذخیره ثروت در گنجینهها مورد استفاده قرار گرفته است.