احتفاليا
🌐 جشن گرفتن
صفت (adjective)
📌 جشنی
📌 همهگیر
صفت / اسم (adjective / noun)
📌 تشریفاتی
📌 باکانالیایی
جمله سازی با احتفاليا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 رُفعت الكعكة الكبيرة احتفاليا أمام الجميع، ثم التقطوا الصور التذكارية حولها.
کیک بزرگ به رسم جشن در مقابل همه بالا برده شد و سپس دور آن عکسهای یادگاری گرفتند.
💡 من هنا اتخذ لقاؤهما الجسدي األول ُبعدا احتفاليا متفردا
از اینجا، اولین برخورد فیزیکی آنها جنبهای جشنگونه و منحصر به فرد به خود گرفت.
💡 قدم السفير صولجاناً احتفاليا للإشارة إلى التحالف بين الدول.
سفیر یک عصای سلطنتی تشریفاتی به نشانه اتحاد بین کشورها اهدا کرد.
💡 دخل الضيوف احتفاليا إلى القاعة الرئيسية وسط التصفيق والموسيقى الهادئة.
مهمانان در میان تشویق ها و موسیقی ملایم، به صورت جشن و پایکوبی وارد سالن اصلی شدند.
💡 سار الموكب احتفاليا في الشارع الرئيسي، وأغلق المرور مؤقتًا بسبب كثافة الحضور.
این رژه با تشریفات خاصی در خیابان اصلی برگزار شد و به دلیل حضور گسترده مردم، عبور و مرور موقتاً متوقف شد.