غربة

🌐 بیگانگی

«غربة» به‌معنای غربت، دوری از وطن، بیگانگی و احساسِ تنهایی در محیطی ناآشناست. این واژه بیشتر بر حالتِ روحی و اجتماعیِ کسی دلالت دارد که از خانه، کشور، خانواده یا محیطِ آشنا دور شده باشد. در ادبیات عرب و فارسی، «غربة» بارِ عاطفیِ سنگینی دارد و با حسِ اندوه، دلتنگی و جداافتادگی همراه است.

اسم (noun)

📌 بیگانگی

📌 تبعید

دیکشنری عربی به فارسی

📌 عجیب و غریب

جمله سازی با غربة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 لا ينسى الإنسان غربة الأماكن البعيدة حين تطول مدة السفر.

انسان وقتی سفر طولانی می‌شود، تنهاییِ مکان‌های دور را فراموش نمی‌کند.

💡 أنا أصبح غربة جدا النداءات الهاتفية الللسخرية طوال الليل.

دارم از تماس‌های تلفنی مسخره‌آمیز تمام شب خیلی بیزارم.

💡 كانت غربة المهاجرين واضحة في كلامهم عندما تحدثوا عن الوطن.

بیگانگی مهاجران در سخنانشان، وقتی درباره سرزمین مادری خود صحبت می‌کردند، کاملاً مشهود بود.

💡 يشعر بعض الطلاب بـ غربة شديدة عند الانتقال إلى مدينة جديدة للدراسة.

بعضی از دانشجویان وقتی برای تحصیل به شهر جدیدی نقل مکان می‌کنند، احساس دلتنگی شدیدی می‌کنند.

💡 عاد العزيز إلى وطنه بعد غربة طويلة، فاستقبله أهله بالفرح والدموع.

آن عزیز پس از مدت‌ها دوری به وطن بازگشت و خانواده‌اش با شادی و اشک از او استقبال کردند.

💡 في أجزاء أخرى من العالم، هناك أكثر من صراع بين الأجيال يفصل الشبيبة عن البالغين، هناك غربة متبادلة.

در سایر نقاط جهان، چیزی بیش از یک تضاد نسلی وجود دارد که جوانان را از بزرگسالان جدا می‌کند؛ بیگانگی متقابل وجود دارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران