عانقته

🌐 بغلش کردم.

یعنی «او را در آغوش گرفتم» یا «او را بغل کردم». این فعل از ریشه‌ی عانق به معنای در آغوش کشیدن است و وقتی گوینده می‌گوید عانقته، یعنی من شخص مذکور را در آغوش گرفته‌ام.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 بغل کردم.

📌 او را قلاب کرد

جمله سازی با عانقته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بعد انتهاء الحفل، عانقته بحرارة وشكرته على دعمه المستمر طوال السنة الماضية.

پس از پایان مراسم، او را به گرمی در آغوش گرفت و از او به خاطر حمایت‌های مداومش در طول سال گذشته تشکر کرد.

💡 عندما عانقته بالطريقة التي أخبرني عنها شعرت بارتياح أكثر.

وقتی او را به روشی که او در موردش برایم تعریف کرد در آغوش گرفتم، احساس آرامش بیشتری کردم.

💡 في لحظة الوداع المؤثرة، عانقته صديقته ثم ابتسمت لتخفي حزنها الشديد.

در لحظهٔ تأثرانگیز وداع، دوستش او را در آغوش گرفت و سپس لبخند زد تا غم عمیق خود را پنهان کند.

💡 عندما عاد من السفر، عانقته والدته عند باب البيت ولم تتمالك دموعها من الفرح.

وقتی از سفر برگشت، مادرش دم در خانه او را در آغوش گرفت و نتوانست جلوی اشک‌های شادی‌اش را بگیرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران