عاطل عن العمل
🌐 بیکار
صفت (adjective)
📌 بیکار
📌 از کار افتاده
جمله سازی با عاطل عن العمل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ظلَّ عاطل عن العمل مدة طويلة، ثم حصل أخيرًا على وظيفة في شركة صغيرة.
او مدت زیادی بیکار ماند، سپس بالاخره در یک شرکت کوچک شغلی پیدا کرد.
💡 يشعر الكثيرون بالقلق عندما يبقى الشخص عاطل عن العمل لفترة غير متوقعة.
بسیاری از مردم وقتی فردی برای مدت زمان غیرمنتظرهای بیکار میماند، احساس اضطراب میکنند.
💡 إنه ممثل عاطل عن العمل يعيش في منزل بالمشاركة
او یک بازیگر بیکار است که در یک خانه مشترک زندگی میکند.
💡 قدّم البرنامج الحكومي دعمًا للشباب عاطل عن العمل في المدن الكبرى.
این برنامه دولتی از جوانان بیکار در شهرهای بزرگ حمایت میکرد.
💡 أنت عاطل عن العمل وتجد صعوبة في دفع فواتير تتراكم على الطاولة.
شما بیکار هستید و پرداخت صورتحسابهایی که روی میزتان انباشته شدهاند برایتان دشوار است.