العطل

🌐 تعطیلات

العطل به معنی «تعطیلی، ازکارافتادگی، نقص فنی» است. این واژه هم برای توقف کار یک دستگاه و هم برای تعطیل شدن کار و فعالیت به‌کار می‌رود. در زبان امروز، وقتی می‌گوییم چیزی عطل دارد، منظور این است که ایراد یا مشکل دارد و درست کار نمی‌کند.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 تعطیلات

📌 نقص فنی

📌 شکست

📌 خرابی

جمله سازی با العطل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 توم صديق قديم لنا، ويزورنا في العطل الرسمية أحيانًا.

تام دوست قدیمی ماست و گاهی اوقات در تعطیلات رسمی به ما سر می‌زند.

💡 أصلح المهندس العطل بسرعة وأعاد تشغيل النظام من جديد.

مهندس به سرعت نقص را برطرف کرد و سیستم را دوباره راه اندازی کرد.

💡 كان تشخيص العطل في الجهاز سهلاً بعد الفحص الأول.

تشخیص عیب دستگاه پس از اولین بازرسی آسان بود.

💡 حاولت الشركة معالجة العطل المتكرر الذي ظهر في النظام الإلكتروني.

این شرکت تلاش کرد تا نقص مکرری را که در سیستم الکترونیکی ظاهر می‌شد، برطرف کند.

💡 شرح لي المهندس كيف حصل كيف العطل داخل الجهاز خلال دقائق.

مهندس برایم توضیح داد که چطور ظرف چند دقیقه این نقص فنی درون دستگاه رخ داده است.

💡 تفحص العامل الجهاز بحثًا عن العطل الذي أوقفه عن العمل.

کارگر دستگاه را بررسی کرد و به دنبال عیبی گشت که مانع از کار کردن آن شده بود.

💡 ساعد التقرير الفني في تحديد سبب العطل داخل الجهاز.

گزارش فنی به شناسایی علت نقص در دستگاه کمک کرد.

💡 جاءوکم العمالُ لإصلاح العطل قبل بدء الدوام الرسمي.

کارگران قبل از شروع ساعت کاری رسمی برای رفع مشکل آمده بودند.

💡 بحث المهندس عن العطل باطن في النظام الكهربائي داخل المبنى.

مهندس به دنبال یک نقص داخلی در سیستم برق داخل ساختمان گشت.

💡 اعتمد المدير على الفني المختص لإصلاح العطل في أجهزة المختبر بسرعة.

مدیر برای تعمیر سریع نقص در تجهیزات آزمایشگاهی به یک تکنسین متخصص تکیه کرد.

💡 انتهينا من إصلاح العطل في السيارة قبل الرحلة بساعتين.

ما دو ساعت قبل از سفر تعمیر ماشین را تمام کردیم.

💡 أصلح الفني العطل بأسرع ما يمكن حتى لا يتوقف العمل في المصنع.

تکنسین در اسرع وقت مشکل را برطرف کرد تا کار در کارخانه متوقف نشود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران