عاطل

🌐 بیکار

«عاطل» یعنی بیکار، بی‌کار، بدون کار یا بی‌استفاده ؛ درباره شخصی به کار می‌رود که شغلی ندارد، یا درباره چیزی که کارایی و فایده‌ای ندارد. در زبان عربی، بسته به بافت، این واژه می‌تواند هم معنای «بیکار» و هم «رها، معطل، بی‌مصرف» بدهد.

اسم (noun)

📌 فرد بیکار

صفت (adjective)

📌 بیکار

📌 کم کار

📌 بی کار

جمله سازی با عاطل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ورغم ذلك، دون سابق انذار قد يصبح بعضنا عاطل عن العمل.

با این حال، بدون هشدار قبلی، برخی از ما ممکن است بیکار شویم.

💡 أصبح الشاب عاطل ًا بعد إغلاق المصنع الذي كان يعمل فيه لسنوات.

این مرد جوان پس از تعطیلی کارخانه‌ای که سال‌ها در آن کار کرده بود، بیکار شد.

💡 أنا عاطل عن العمل، لذا لديّ الكثير من الوقت.

من بیکارم، بنابراین وقت زیادی دارم.

💡 إنه عاطل عن العمل وهو في السجن بسبب السرقة المعتادة.

او بیکار است و به جرم دزدی مداوم در زندان به سر می‌برد.

💡 لا يريد أن يبقى عاطل ًا، لذلك بدأ يبحث عن أي فرصة مناسبة.

او نمی‌خواست بیکار بماند، بنابراین شروع به جستجوی هر فرصت مناسبی کرد.

💡 جلس عاطل ًا في البيت عدة أشهر قبل أن يحصل على تدريب مهني.

او قبل از اینکه آموزش حرفه‌ای ببیند، چند ماه در خانه بیکار نشست.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران