عاشقة
🌐 عاشق
اسم (noun)
📌 عاشق
📌 خرگوش
📌 معشوقه
دیکشنری عربی به فارسی
📌 عاشق
جمله سازی با عاشقة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كانت عاشقة للكتب التاريخية، فتجمعها في مكتبة منزلها الصغيرة.
او عاشق کتابهای تاریخی بود و آنها را در کتابخانه کوچک خانهاش جمعآوری میکرد.
💡 أصبحت أمسيات الصيف حيوية عندما دعت عاشقة الشاطئ الجميع للانضمام إليها.
عصرهای تابستان وقتی پر جنب و جوش میشد که این عاشق ساحل همه را دعوت میکرد تا به او بپیوندند.
💡 هي عاشقة للموسيقى الكلاسيكية وتستمع إليها كل مساء بعد العمل.
او عاشق موسیقی کلاسیک است و هر شب بعد از کار به آن گوش میدهد.
💡 بما أنها عاشقة للنبيذ، تقضي عطلات نهاية الأسبوع في زيارة الكروم المحلية لتذوق النبيذ.
او که عاشق شراب است، آخر هفتهها را به بازدید از تاکستانهای محلی و چشیدن شراب میگذراند.
💡 هذه الفنانة عاشقة للرسم وتشارك دائمًا في المعارض المحلية.
این هنرمند به نقاشی علاقه زیادی دارد و همیشه در نمایشگاههای محلی شرکت میکند.
💡 ، أعيدي لي حذائي يا عاشقة المستنقعات
کفشهایم را پس بده، ای عاشق مرداب!