عشاق

🌐 عاشقان

جمعِ «عاشق» است و به‌معنای «عاشقان، دلدادگان، دوستدارانِ بسیار» می‌آید. این واژه هم در ادبیات و هم در گفتار برای اشاره به کسانی که عشق و دلبستگی شدید دارند استفاده می‌شود. در متون ادبی، بار عاطفی و شاعرانهٔ زیادی دارد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 عاشقان

📌 علاقه‌مندان

📌 طرفداران

📌 فن

📌 عاشق

📌 مشتاق

جمله سازی با عشاق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‬لذلك صرت من عشاق الكتابة في‬ ‫االتصال مع العالم الخارجي ألنها تجعلني غير مرئي امام المقابل وتخفي‬ ‫مالمحه‪

بنابراین، من عاشق نوشتن در ارتباط با دنیای بیرون شدم، زیرا این کار باعث می‌شود من برای طرف مقابل نامرئی شوم و ویژگی‌های او را پنهان کنم.

💡 تجذب بعض الأعمال الفنية بطابعها الغرایبية عشاق الخيال والتجريب.

برخی از آثار هنری، با ماهیت خارق‌العاده خود، دوستداران تخیل و آزمایش را به خود جذب می‌کنند.

💡 تعتبر الدفيئة مكانًا مفضلًا للتجمع بين عشاق علم البساتين المحليين.

این گلخانه محل تجمع مورد علاقه علاقه‌مندان به باغبانی محلی است.

💡 ‫فرد الفنّان الذي يبدو أنه لم يكن من عشاق حليب الماعز‪ :‬ال!

این هنرمند که ظاهراً طرفدار شیر بز نبود، پاسخ داد: نه!

💡 تتميز بيرة البورتر الداكنة بنكهة غنية يقدرها العديد من عشاق البيرة.

آبجوی تیره‌ی پورتر طعم غنی‌ای دارد که مورد توجه بسیاری از دوستداران آبجو قرار گرفته است.

💡 يخشى عشاق الكتب التدمير الصامت الذي تسببه حشرة الكتاب المراوغة.

دوستداران کتاب از تخریب خاموش ناشی از کرم کتاب گریزان می‌ترسند.

کلمات مرتبط