عاجز
🌐 درمانده
اسم (noun)
📌 نامعتبر
📌 معلولیت
صفت (adjective)
📌 درمانده
📌 ناتوان
📌 معلول
جمله سازی با عاجز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 يلتهمان الطبق وراء الطبق حتى يستسلم أحدهما ويعلن أنه عاجز عن أكل المزيد.
آنها بشقاب به بشقاب غذا را میبلعند تا اینکه یکی از آنها تسلیم میشود و اعلام میکند که دیگر قادر به خوردن نیست.
💡 لم أكن أطيق أن أرى أبي وهو عاجز عن شراء الحذاء
نمیتوانستم تحمل کنم که ببینم پدرم نمیتواند کفش بخرد.
💡 وهكذا، أنا الآن عاجز عن الاتصال بأحد.
و بنابراین، من اکنون قادر به تماس با هیچ کس نیستم.
💡 وقفَ الطفلُ عاجز ًا عن الكلامِ عندما رأى الأضواءَ تملأُ الشارعَ.
کودک وقتی دید چراغها خیابان را پر کردهاند، بیکلام ایستاد.
💡 قد يبدو الطالبُ عاجز ًا في البدايةِ، لكنهُ ينجحُ مع التدريبِ المستمرِّ.
ممکن است در ابتدا دانش آموز درمانده به نظر برسد، اما با تمرین مداوم موفق می شود.
💡 قد يكون هذا الشخص مدرك ان من األفضل له ان يتغير وان يعمل بما يقول لكنه عاجز ال أكثر
این شخص ممکن است تشخیص دهد که بهتر است تغییر کند و به حرفهایش عمل کند، اما او به سادگی ناتوان است.