طغو
🌐 قسم خوردند.
این صورت بیشتر به ریشهی «طغی / طغو» مربوط است و معنای آن «سرکشی کردن، از حد گذشتن، یا طغیانورزیدن» است. در کاربرد قرآنی و ادبی، این ریشه نشاندهندهی خروج از اندازه و مرزِ درست، یا نافرمانی همراه با غرور و تجاوز است. بنابراین «طغو» را میتوان بهطور کلی به معنای «طغیان کرد» یا «از حد درگذشت» فهمید.
جمله سازی با طغو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لا ينبغي أن طغو المصالحُ الشخصيةُ على مصلحةِ الفريقِ، خصوصًا في القراراتِ المصيريةِ.
منافع شخصی نباید منافع تیم را تحت الشعاع قرار دهد، به خصوص در تصمیمات سرنوشت ساز.
💡 عندما طغو الظلمُ في الحيّ، خرجَ الناسُ يطالبونَ بالعدالةِ ويصرخونَ ضدَّ الفسادِ المتفشّي.
وقتی بیعدالتی در محله رواج یافت، مردم برای مطالبه عدالت و فریاد علیه فساد گسترده به خیابانها آمدند.
💡 قد طغو العاطفةُ أحيانًا على العقلِ، فيتّخذُ الإنسانُ قرارًا يندمُ عليهِ لاحقًا.
گاهی اوقات احساسات میتوانند بر عقل غلبه کنند و باعث شوند فرد تصمیمی بگیرد که بعداً از آن پشیمان شود.