طاغ
🌐 ستمگر
صفت (adjective)
📌 خردکننده
📌 مسلط
📌 سایه افکندن
📌 غالب
📌 استبدادی
جمله سازی با طاغ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تصرف المسؤول طاغ في السلطة، فرفض الناس أسلوبه القاسي.
این مقام رسمی در قدرت خود مستبدانه عمل میکرد، بنابراین مردم سبک خشن او را رد کردند.
💡 لا يحب المجتمع الحاكم طاغ لأنه يظلم الناس ويمنع حقوقهم.
جامعه، حاکم مستبد را دوست ندارد، زیرا او به مردم ظلم میکند و حقوق آنها را نقض میکند.
💡 ظهر رجل طاغ في القرية واستغل حاجات الفقراء لمصلحته.
یک مستبد در روستا ظاهر شد و از نیازهای فقرا به نفع خود سوءاستفاده کرد.
💡 الغناء بأعلى صوتها ملأها بشعور طاغ من النشوة.
آواز خواندن با تمام وجودش، او را سرشار از احساس سرخوشی شدیدی کرد.
💡 باإلضافة إلى باإلضافة إلى كل هذه األنواع كان بوتشيللي من حين آلخر يقدم إلى موالنا زهرة برية؛ امرأة جمالها طاغ لكنه نافر
علاوه بر همه این تیپها، بوچلی گهگاه به مولانا یک گل وحشی هدیه میداد؛ زنی که زیباییاش خیرهکننده اما زننده بود.