طعامي
🌐 غذای من
دیکشنری عربی به فارسی
📌 غذای من
📌 ناهار من
📌 وعده غذایی من
📌 آشپزی من
📌 غذاخوری من
📌 ته مانده های من
جمله سازی با طعامي
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 لقد اشتريت صندوق طعام جديد يحافظ على طعامي دافئًا لساعات.
من یک ظرف غذای جدید خریدم که غذا را ساعتها گرم نگه میدارد.
💡 نسيت طعامي في السيارة، فاضطررت إلى شراء وجبة جديدة.
غذام رو تو ماشین جا گذاشتم، مجبور شدم یه غذای جدید بخرم.
💡 طعامي ومصروف سجائري التي علي أن أدخنها بحذر كي تكفي.
خورد و خوراکم و هزینه سیگارم که برای گذران زندگی مجبورم با احتیاط بکشم.
💡 تجهيز حقيبة باردة أمر ضروري للحفاظ على طعامي طازجًا في العمل.
تهیه یک کیسه خنک کننده برای تازه نگه داشتن غذای من در محل کار ضروری است.
💡 أحاول أن أجعل طعامي متوازنًا بين البروتين والخضار والحبوب.
من سعی میکنم رژیم غذاییام را بین پروتئین، سبزیجات و غلات متعادل کنم.
💡 بعد التمرين، كان طعامي أبسط من المعتاد لأنني كنت متعبًا جدًا.
بعد از تمرین، غذایم سادهتر از همیشه بود چون خیلی خسته بودم.