طعامها
🌐 غذای او
دیکشنری عربی به فارسی
📌 غذای او
📌 غذای آنها
📌 غذای آن
📌 غذاخوری او
📌 ناهار او
جمله سازی با طعامها
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نسيت أن تضع طعامها في الثلاجة، ففسد قبل المساء.
او فراموش کرد غذایش را در یخچال بگذارد، بنابراین قبل از غروب خراب شد.
💡 وكان هذا سببا ً كافيا ألن أنفجر فيه: منذ متي تشاركها طعامها؟
و همین دلیل کافی بود تا از شدت عصبانیت به او بگویم: از کی تا حالا غذای او را با او تقسیم میکنی؟
💡 عندما عادت من العمل، وجدت طعامها جاهزًا على الطاولة.
وقتی از سر کار برگشت، دید غذایش آماده روی میز است.
💡 فحلم مبا ميكن أن تكون جدته قد طبخته مساء اليوم فمن الصعب التنافس مع وليمة األمس لكنه ما زال يفضل طعامها عىل اكل امللوك
او در خواب دید که مادربزرگش آن شب چه غذایی پخته است؛ رقابت با غذای دیروز دشوار بود، اما او همچنان غذای مادربزرگ را به غذای پادشاهان ترجیح میداد.
💡 هي تتخيل ما بداخل صندوق طعامها بحماس لرؤية المفاجآت التي تنتظرها.
او مشتاقانه تصور میکند که چه چیزهایی داخل ظرف ناهارش است تا شگفتیهایی را که در انتظارش است، ببیند.
💡 كانت حركتها مثالاً للجود، عندما أعطت طعامها لغريب جائع.
عمل او نمونهای از سخاوت بود، وقتی که غذایش را به یک غریبه گرسنه داد.