طعامه
🌐 غذای او
دیکشنری عربی به فارسی
📌 غذای او
📌 غذای آن
📌 غذای آنها
📌 وعده غذایی او
📌 گوشت او
📌 غذاخوری او
جمله سازی با طعامه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وضع طعامه جانبًا حتى ينتهي من الرد على الرسائل العاجلة.
او غذایش را کنار گذاشت تا پاسخ دادن به پیامهای فوری را تمام کند.
💡 قال الطبيب إن طعامه يجب أن يكون أخفّ من المعتاد خلال هذه الأيام.
دکتر گفت غذایش در این روزها باید سبکتر از همیشه باشد.
💡 نرغب في تجربة هذا المطعم الجديد لأن أصدقاءنا مدحوا طعامه كثيرًا.
ما میخواهیم این رستوران جدید را امتحان کنیم چون دوستانمان خیلی از غذاهایش تعریف کردهاند.
💡 يجب أن يعتدلَ الإنسانُ في طعامه حتى يحافظَ على صحته وطاقته طوال اليوم.
فرد باید در طول روز به طور متعادل غذا بخورد تا سلامت و انرژی خود را حفظ کند.
💡 كان طعامه في المكتب سريعًا بسبب ضيق الوقت بين الاجتماعات.
به دلیل زمان محدود بین جلسات، وعدههای غذایی او در دفتر سریع آماده میشد.
💡 عاد إلى طعامه ثم اختلس إليهم نظرة فوجدهم لا يأكلون...
او به غذایش برگشت، سپس نگاهی به آنها انداخت و دید که چیزی نمیخورند...