طالقها

🌐 طلاقش میدم.

«طالقها» به‌نظر می‌رسد صورتِ نوشتاریِ یک ترکیب باشد که از «طالق» (به‌معنای مطلق، رها، یا در کاربرد حقوقی: طلاق‌داده‌شده) + ضمیر «ها» ساخته شده است. اگر منظور از آن در متن عربی «tāliq-hā / طالقها» باشد، می‌تواند به «او را طلاق داد» یا «رها کرد / بلاگذاشت» اشاره کند، ولی این شکل دقیق در عربی فصیح معمول و مستقل نیست و بیشتر باید در بافت جمله معنا شود.

جمله سازی با طالقها

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 في الجلسة الأخيرة، أوضح القاضي أن طالقها ملزمٌ بالنفقة المؤقتة حتى تنتهي الإجراءات الرسمية.

در آخرین جلسه، قاضی تصریح کرد که شوهر سابق او موظف است تا زمان انجام مراحل رسمی، نفقه موقت را پرداخت کند.

💡 سمعت الجارة الخبر، وقالت إن طالقها غادر البيت منذ أسبوعين بعد خلاف طويل.

همسایه خبر را شنید و گفت که شوهر سابقش دو هفته پیش پس از یک اختلاف طولانی خانه را ترک کرده است.

💡 سأل الموظف عن حالة الزوجية، ثم كتب في الملاحظات أن طالقها لا يحق له التراجع بعد الحكم النهائي.

کارمند در مورد وضعیت تأهل استعلام کرد، سپس در یادداشت‌ها نوشت که پس از صدور حکم نهایی، طلاق‌دهنده حق ندارد از تصمیم خود برگردد.

کلمات مرتبط