ضمر
🌐 انقباض
این واژه از ریشه «ض م ر» است و میتواند به معنای «لاغر شد، نحیف شد، باریک شد» باشد. همچنین در برخی کاربردها «ضَمَرَ» دربارهٔ اسبِ چابک و لاغراندام یا چیزی که درونگرا / پنهان شده نیز بهکار میرود، اما معنای اصلیاش باریک و نحیف شدن است.
فعل (verb)
📌 آتروفی
صفت (adjective)
📌 تحلیل رفته
جمله سازی با ضمر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ولربما منشأ هذه الفوبيا مساكنتي منزل السكون وخلودي اليه ال أبرحه حتى ضمر ضدّه المقابل وهي الحركة التي تش ّكل أُس وماهية التغيير!
شاید منشأ این فوبیا، سکونت من در خانه سکون و ماندن من در آن تا زمانی است که ضد آن، که حرکت است، از بین برود!
💡 بسبب الشتاء الطويل، يبدو أن اهتمامي بالبستنة ضمر هذا العام.
به خاطر زمستان طولانی، انگار امسال علاقهام به باغبانی کمتر شده است.
💡 مع الإهمالِ المستمرِّ، ضمر المشروعُ بدلَ أن يتوسعَ وينمو.
با بیتوجهی مداوم، این پروژه به جای گسترش و رشد، رو به زوال رفت.