سياسية
🌐 سیاسی
دیکشنری عربی به فارسی
📌 سیاسی
📌 سیاست
📌 سیاستمدار
جمله سازی با سياسية
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ظهرت شخصية سياسية جديدة في الساحة بعد الانتخابات الأخيرة.
پس از انتخابات اخیر، یک چهره سیاسی جدید در صحنه ظهور کرده است.
💡 استخدم المؤرخ وصفًا امهلبي للمرحلة التي شهدت تغييرات سياسية مهمة.
مورخ از توصیف مفصلی از دورهای که شاهد تغییرات سیاسی مهمی بود، استفاده کرد.
💡 عقدت الأحزاب سياسية مهمة لمناقشة الإصلاحات الاقتصادية.
احزاب سیاسی جلسات مهمی را برای بحث در مورد اصلاحات اقتصادی برگزار کردند.
💡 امتلأت الجدران بـ شعارات سياسية خلال الحملة الانتخابية الأخيرة.
در طول مبارزات انتخاباتی گذشته، دیوارها پوشیده از شعارهای سیاسی بود.
💡 خلّف االستعمار آثارًا سياسية واقتصادية ما زالت واضحة في بعض البلدان حتى اليوم.
استعمار اثرات سیاسی و اقتصادی بر جای گذاشت که هنوز در برخی از کشورها مشهود است.
💡 هذا القرار مالي بحت، ولا علاقة له بأي اعتبارات سياسية أو اجتماعية.
این تصمیم صرفاً جنبه مالی دارد و هیچ ارتباطی با ملاحظات سیاسی یا اجتماعی ندارد.
💡 شهدت منطقة البلقان تحولات سياسية كبيرة خلال القرن الماضي.
منطقه بالکان در طول قرن گذشته شاهد تحولات سیاسی عمدهای بوده است.
💡 تناقش الفضایيات أحيانًا أخبارًا سياسية من دول مختلفة.
کانالهای ماهوارهای گاهی اوقات اخبار سیاسی کشورهای مختلف را مورد بحث قرار میدهند.