سياسي

🌐 سیاسی

«سياسي» به معنی سیاسی یا مربوط به سیاست است. این واژه برای توصیف افراد، مسائل، رویدادها یا دیدگاه‌هایی به کار می‌رود که به حکومت، قدرت، اداره کشور، احزاب و روابط عمومی مربوط هستند. همچنین در مورد شخصی که در امور سیاست فعال است، می‌توان آن را به معنی «سیاستمدار» یا «فعال سیاسی» هم فهمید.

اسم (noun)

📌 سیاستمدار

📌 سیاست

📌 دفتر سیاسی

صفت (adjective)

📌 سیاسی

📌 ژئوپلیتیک

صفت / اسم (adjective / noun)

📌 سیاسی

جمله سازی با سياسي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 يحتاج أي قانون دستوري إلى توافقٍ سياسي واسع قبل إقراره النهائي.

هر قانون اساسی قبل از تصویب نهایی نیاز به اجماع سیاسی گسترده دارد.

💡 حضر سياسي معروف الاجتماع لبحث مستقبل العلاقات بين البلدين.

یک سیاستمدار مشهور در این جلسه شرکت کرد تا درباره آینده روابط دو کشور گفتگو کند.

💡 كثيرًا ما يؤدي الاغتيال إلى اضطراب سياسي وأمني في البلاد.

ترور اغلب منجر به آشفتگی سیاسی و امنیتی در کشور می‌شود.

💡 جاء التصريح في سياق سياسي حساس أثار اهتمام الإعلام.

این بیانیه در یک شرایط سیاسی حساس منتشر شد و توجه رسانه‌ها را به خود جلب کرد.

💡 ‬وعلــى املقاهــي واألرصفــة تســمع دائم ـاً‬ ‫ح ـوار سياســي‪

و در کافه‌ها و پیاده‌روها، همیشه بحث‌های سیاسی می‌شنوید.

💡 يحتاج كل سياسي ناجح إلى صدق في الخطاب وقدرة على الإقناع.

هر سیاستمدار موفقی به صداقت در گفتار و توانایی اقناع نیاز دارد.

💡 أصبح سياسي شاب صوتاً بارزاً في البرلمان خلال فترة قصيرة.

یک سیاستمدار جوان در مدت کوتاهی به چهره‌ای برجسته در پارلمان تبدیل شد.

کلمات مرتبط