سحل
🌐 اسلو
این واژه در معانی مختلفی آمده، از جمله «هموار کردن»، «صاف کردن»، یا در برخی کاربردها «راندن و کشاندن» چیزی. معنی دقیق آن وابسته به بافت جمله است، چون از واژههای کمکاربرد و چندمعناست.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 کشیده شده
جمله سازی با سحل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شاهدنا أثر سحل واضحًا على الإسفلت بعد سحب السيارة.
بعد از یدککشی ماشین، رد واضحی از کشیدگی روی آسفالت دیدیم.
💡 وقع الحادث عندما حاولوا سحل الصندوق الثقيل على الأرض.
این حادثه زمانی رخ داد که آنها سعی داشتند جعبه سنگین را روی زمین بکشند.
💡 منع المدير العمال من سحل المعدات حتى لا تتلف.
مدیر، کارگران را از کشیدن تجهیزات منع کرد تا آسیبی به آنها وارد نشود.