مسحل

🌐 مشعل

این کلمه به‌طور معمول به چیزی مربوط است که صاف، صیقلی یا هموار شده باشد، یا به ابزاری برای صاف‌کردن و تراشیدن اشاره کند. در بعضی کاربردها ممکن است از ریشه‌ای مرتبط با «سَحل» به معنی ساییدن و هموار کردن باشد. بنابراین «مسحل» را می‌توان «هموارشده»، «صیقل‌خورده» یا «ابزار صیقل‌دهنده» دانست.

جمله سازی با مسحل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وضعوا مسحل الزجاج في المخزن بعد انتهاء أعمال الترميم.

آنها پس از اتمام کار مرمت، شیشه پاک کن را در انبار گذاشتند.

💡 احتاج الميكانيكي إلى مسحل معدنيٍّ للوصول إلى الجزء الداخلي من الأنبوب.

مکانیک برای دسترسی به داخل لوله به یک سوهان فلزی نیاز داشت.

💡 نظّف العامل الجدارَ باستخدام مسحل طويلٍ لإزالة آثار الطلاء القديم.

کارگر با استفاده از یک ماله بلند، دیوار را تمیز کرد تا آثار رنگ قدیمی را از بین ببرد.

کلمات مرتبط