رجلي
🌐 پای من
اسم (noun)
📌 مرد من
📌 پسر من
📌 پاهای من
جمله سازی با رجلي
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 عندما سقطتُ، جرحتُ رجلي وكانت بحاجة إلى تنظيفٍ وتضميدٍ سريع.
وقتی زمین خوردم، پایم آسیب دید و لازم بود سریع تمیز و بانداژ شود.
💡 اضطررتُ إلى رفع رجلي قليلًا لأن الورم ازداد بعد المباراة.
مجبور شدم پایم را کمی بالا ببرم چون ورم بعد از مسابقه بیشتر شده بود.
💡 يا رجلي الطيب، اغفر الانطباع الذي تحصل عليه منا.
رفیق خوبم، بابت برداشتی که از ما داری، ببخش.
💡 ولكن تج ّمدت في مكاني من الهياج وعضالت رجلي ال تكاد تحملني.
اما از شدت هیجان در جایم خشکم زد و عضلات پاهایم به سختی میتوانستند مرا تحمل کنند.
💡 وما ْ إن وضعتُ رجلي اليُمنى على العتبة حتى سمعتُ صوتَ أمي :يخاطبني من جديد هل توضأت؟
همین که پای راستم را روی آستانه در گذاشتم، دوباره صدای مادرم را شنیدم که مرا خطاب قرار داد: «وضو گرفته ای؟»
💡 شعرتُ بألم في رجلي بعد الجري لمسافة طويلة في الصباح.
بعد از دویدن مسافت طولانی در صبح، در پایم احساس درد کردم.