رجليه

🌐 پاهایش

این واژه معمولاً به معنی «دو پای او» یا «پاهای او» است؛ یعنی مثنّیِ رجل با ضمیر ـه. در متن، اگر صحبت از بدن باشد، منظور «دو پای او» است.

اسم (noun)

📌 پاهایش

صفت (adjective)

📌 ترسو و بیزار

دیکشنری عربی به فارسی

📌 پاهایش

جمله سازی با رجليه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 طلب المدرب من اللاعب أن يمدد رجليه جيدًا قبل بدء التمرين.

مربی از بازیکن خواست قبل از شروع تمرین، پاهایش را خوب دراز کند.

💡 رأيتُ الرجلَ يجرُّ رجليه من التعبِ وهو يعودُ إلى البيتِ تحتَ الشمسِ الحارّةِ.

مرد را دیدم که از فرط خستگی پاهایش را به سختی می کشید و زیر آفتاب سوزان به خانه برمی گشت.

💡 دخلَ الطالبُ القاعةَ وهو يجرُّ رجليه بسببِ السهرِ والمذاكرةِ طوالَ الليلِ.

دانش‌آموز به دلیل بیدار ماندن و درس خواندن تمام شب، در حالی که پاهایش را به سختی می‌کشید، وارد کلاس شد.

💡 ‬اللي‬ ‫كسرت قلبها وحطمته تحت رجليه زى ما كان بيحطم فيها وهو‬ ‫بيضربها‪.

همان که دلش را شکست و زیر پایش له کرد، همانطور که وقتی به او زد داشت لهش می‌کرد.

💡 غسل الأب رجليه بالماء الفاتر بعد يومٍ طويل من الوقوف في العمل.

پدر پس از یک روز طولانی ایستادن در محل کار، پاهایش را با آب ولرم شست.

💡 شعر الطفل بوخزٍ في رجليه عندما جلس على الأرض الباردة.

کودک وقتی روی زمین سرد نشست، در پاهایش احساس مورمور شدن کرد.

💡 كان الشيخُ يجرُّ رجليه ببطءٍ شديدٍ بعدَ يومٍ طويلٍ من المشيِ في السوقِ.

پیرمرد پس از یک روز طولانی پیاده‌روی در بازار، پاهایش را خیلی آهسته می‌کشید.