ذهب

🌐 طلا

«ذَهَبَ» یعنی رفت، رفتن کرد، حرکت کرد و فعل ماضیِ مفردِ مذکرِ غایب است؛ یعنی دربارهٔ یک مرد یا چیزی که به صورت مذکر در عربی حساب می‌شود به کار می‌رود، مثل: «ذهبَ الرجلُ» یعنی «مرد رفت». این فعل از ریشهٔ «ذ ه ب» است و در اصل به معنای رفتن و دور شدن از جایی است.

جمله سازی با ذهب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‫عن دما ي ذهب لي بيت م ع أص دقائه يس ائلني‬ ‫جسدي عن لمس ته‪

وقتی با دوستانش به خانه‌ام رفت، بدنم در مورد لمس شدن توسط او از من سوال پرسید.

💡 بعد انتهاء دروس اليوم، ذهب الطلاب إلى المكتبة لمراجعة ما تعلموه.

پس از پایان کلاس‌ها، دانش‌آموزان برای مرور آموخته‌های خود به کتابخانه رفتند.

💡 ‫صر ُ أُفتش ِ‬ ‫عنك ِ‬ ‫بكل مكان مل يكن يعلم أحد أين ذهب ِ؟

همه جا دنبالت گشتم، اما هیچکس نمی‌دانست کجا رفته‌ای.

💡 في المساءِ ذهب الأبُ مع أطفالهِ إلى الحديقةِ العامةِ ليستمتعوا بالهواءِ النقي.

عصر، پدر به همراه فرزندانش برای لذت بردن از هوای تازه به پارک عمومی رفت.

💡 أنهى الطالب واجبه في بسرعة، ثم ذهب إلى الملعب.

دانش‌آموز تکالیفش را سریع تمام کرد، سپس به زمین بازی رفت.

💡 لعله ذهب إلى أرض الشيخ‬ ‫منصور‬ ‫‪ :‬إن شاء هللا‬ ‫أخفى‪.

شاید به سرزمین شیخ منصور رفته باشد: إن شاءالله، پنهان نگه داشته است.

💡 ‫في تلك األثناء ذهب أقدم األطباء مع مستر رايت إلى مكتبه‪.

در همین حال، پزشک ارشد به همراه آقای رایت به مطب او رفت.

💡 جلس الرجل على المقعد إلی أن ذهب القطار من المحطة.

مرد روی نیمکت نشست تا قطار ایستگاه را ترک کرد.

💡 انتظر الطفل طويلًا إلی أن ذهب أخوه إلى البيت.

کودک مدت زیادی منتظر ماند تا برادرش به خانه رفت.

💡 بعد العمل الطويل، ذهب الأب لي تغدی مع أسرته في مطعم صغير.

بعد از یک روز کاری طولانی، پدرم برای صرف ناهار با خانواده‌اش به یک رستوران کوچک رفت.

💡 بعد ساعاتٍ طويلةٍ من العمل، ذهب الأب إلى الحديقة ليستريح قليلًا تحت ظل الأشجار.

پدر بعد از ساعت‌های طولانی کار، به پارک رفت تا زیر سایه درختان کمی استراحت کند.

💡 ‬عندما عدت من عملي ذهبت إلى حيث أقمنا ثم َّ‬‫قدرت موضع خيمتنا‬ ‫وتبعت التجاه الذي ذهب فيه صديقكم ذاك‪

وقتی از سر کار برگشتم، به جایی که اقامت کرده بودیم رفتم، سپس موقعیت چادرمان را تخمین زدم و مسیری را که دوست شما رفته بود، دنبال کردم.

💡 ‬منهم ذهب وفضل شخص أخر عني‬ ‫والبعض يقولون انني تغيرت فلما ال المرء يتغير عندما‬ ‫ينضج هل أكذب!

بعضی از آنها رفتند و دیگری را به من ترجیح دادند، و بعضی می‌گویند که من تغییر کرده‌ام. چرا آدم وقتی بالغ می‌شود تغییر نمی‌کند؟ آیا دروغ می‌گویم؟

💡 علي ذهب إلى السوق صباحًا لشراء بعض الخضار الطازجة.

علی صبح برای خرید مقداری سبزیجات تازه به بازار رفت.

کلمات مرتبط