ذباب

🌐 مگس‌ها

یعنی «مگس». این واژه در عربی به‌طور معمول به حشره‌ی مگس گفته می‌شود و در فارسی نیز در متون دینی، ادبی و علمی زیاد دیده می‌شود.

اسم (noun)

📌 پرواز

جمله سازی با ذباب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 أزعجنا ذبابُ الصيف كثيرًا أثناء الجلوس في الحديقة مساءً.

مگس‌های تابستانی عصرها که در باغ نشسته بودیم، خیلی اذیتمان می‌کردند.

💡 ‬تش به نحل ة أو ذباب ة عمالق ة تطن‬ ‫ف ُيسمع صوتها عن بعد‪.

شبیه وزوز زنبور یا مگس غول‌پیکری است که صدایش از دوردست‌ها شنیده می‌شود.

💡 نظّف العامل المكان بسرعة لأن الذباب كان يتجمع قرب القمامة.

کارگر سریع آنجا را تمیز کرد چون مگس‌ها نزدیک زباله‌ها جمع می‌شدند.

💡 بعد أربعة أو خمسة أيام، تتحول الشرانق إلى ذباب كبر.

پس از چهار یا پنج روز، شفیره‌ها به مگس‌های بالغ تبدیل می‌شوند.

💡 ‬ذباب وضجيج‬ ‫سماء المدينة كسجادة متسخة بأحذية االحتالالت‪

مگس‌ها و سر و صدای آسمان شهر، مانند فرشی که با چکمه‌های اشغالگران کثیف شده است

💡 ‬جيمس رايت‬ ‫المدير اإلنجليزي الذي يتعامل مع المصريين جميعا كأنهم ذباب مقزز‪

جیمز رایت، مربی انگلیسی که با همه مصری‌ها مثل مگس‌های چندش‌آور رفتار می‌کند

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران