ذباب
🌐 مگسها
اسم (noun)
📌 پرواز
جمله سازی با ذباب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 أزعجنا ذبابُ الصيف كثيرًا أثناء الجلوس في الحديقة مساءً.
مگسهای تابستانی عصرها که در باغ نشسته بودیم، خیلی اذیتمان میکردند.
💡 تش به نحل ة أو ذباب ة عمالق ة تطن ف ُيسمع صوتها عن بعد.
شبیه وزوز زنبور یا مگس غولپیکری است که صدایش از دوردستها شنیده میشود.
💡 نظّف العامل المكان بسرعة لأن الذباب كان يتجمع قرب القمامة.
کارگر سریع آنجا را تمیز کرد چون مگسها نزدیک زبالهها جمع میشدند.
💡 بعد أربعة أو خمسة أيام، تتحول الشرانق إلى ذباب كبر.
پس از چهار یا پنج روز، شفیرهها به مگسهای بالغ تبدیل میشوند.
💡 ذباب وضجيج سماء المدينة كسجادة متسخة بأحذية االحتالالت
مگسها و سر و صدای آسمان شهر، مانند فرشی که با چکمههای اشغالگران کثیف شده است
💡 جيمس رايت المدير اإلنجليزي الذي يتعامل مع المصريين جميعا كأنهم ذباب مقزز
جیمز رایت، مربی انگلیسی که با همه مصریها مثل مگسهای چندشآور رفتار میکند