دبو
🌐 دابو
«دَبُو» واژهای نادر و بسته به گویش ممکن است معانی متفاوتی داشته باشد. در برخی کاربردهای محلی میتواند به نام شخص، لقب، یا واژهای صوتنما باشد و در عربی معیار معنای بسیار تثبیتشدهای ندارد. برای تعیین معنی دقیق، باید جمله یا منطقهٔ کاربرد مشخص باشد.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 دی پی او
جمله سازی با دبو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حمل الصبي دبو صغيرًا إلى الساحة ليسقي النباتات.
پسر بچه خرس کوچکی را به حیاط برد تا به گیاهان آب بدهد.
💡 وضع العامل دبو الماء قرب الباب ليستعمله الزبائن عند الحاجة.
کارگر یک پارچ آب نزدیک در گذاشت تا مشتریان در صورت نیاز از آن استفاده کنند.
💡 في المزرعة القديمة، كان دبو الخشب يُستخدم لحفظ الحبوب.
در مزرعه قدیمی، از انبار چوبی برای ذخیره غلات استفاده میشد.