خيف

🌐 ترسیده

در عربی کلاسیک، «خيف» بیشتر به معنای «دامنه یا بخش پایینیِ کوه» آمده است، و نیز در بعضی کاربردها نام مکان است. گاهی در متون جغرافیایی یا ادبی، برای ناحیه‌ای میان کوه و دشت یا محل فرودآمدن کوه به کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 جفه

جمله سازی با خيف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ‬اردوأن ا أبع د ي ده‪ :‬أنت س خيف ولكن‬ ‫مسلٍّ

اردوان، دستش را پس می‌کشم: تو احمقی اما بامزه‌ای.

💡 ساد خيف خفيف في القاعة قبل إعلان النتائج النهائية.

قبل از اعلام نتایج نهایی، کمی اضطراب در سالن حاکم بود.

💡 كان الطفل يشعر بـ خيف غريب عندما اقترب من الباب المظلم.

کودک با نزدیک شدن به در تاریک، ترس عجیبی را احساس کرد.

💡 ولا يجوز لهم تحليف الشهود أو الخبراء اليمين إلا إذا خيف ألا يستطاع فيما بعد سماع الشهادة بيمين.

آنها نمی‌توانند شهود یا کارشناسان را به ادای سوگند وادار کنند، مگر اینکه بیم آن وجود داشته باشد که بعداً امکان استماع شهادت با سوگند وجود نداشته باشد.

💡 رأيتُ خيف المطر يقترب من الأفق قبل أن يبدأ الهطول.

قبل از اینکه شروع به باریدن کند، ابر باران‌زا را دیدم که به افق نزدیک می‌شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران