خمش
🌐 خراش
این واژه در عربی بهمعنای خراشیدن، چنگ زدن یا با ناخن آسیب رساندن به پوست و بدن است. گاهی هم برای زخمی سطحی که بر اثر کشیدن ناخن یا چیزی تیز ایجاد شده بهکار میرود. در برخی کاربردها، «خمش» به معنای دریدن و پارهکردنِ خفیف نیز میآید.
فعل (verb)
📌 پنجه
جمله سازی با خمش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تعرّض باب السيارة إلى خمشٍ واضحٍ بسبب احتكاكه بجدارٍ ضيق في الموقف.
درب ماشین به دلیل ساییده شدن به دیوار باریک پارکینگ، به وضوح خراشیده شده بود.
💡 لاحظ الطبيب وجود خمشٍ بسيطٍ على الجلد، لكنه طمأن المريض بأنه غير خطير.
پزشک متوجه خراش کوچکی روی پوست شد، اما به بیمار اطمینان داد که جدی نیست.
💡 أصيب الطفل بخمشٍ خفيفٍ في ذراعه بعد أن سقط أثناء اللعب في الحديقة.
این کودک پس از زمین خوردن هنگام بازی در پارک، دچار خراش جزئی روی بازویش شد.