خلافا

🌐 در مقابل

این واژه غالباً به صورت قید / حالی به کار می‌رود و معنی «برخلاف، مخالفِ، در تضاد با» می‌دهد. مثلاً در جمله‌های رسمی و نوشتاری برای نشان دادن تفاوت با یک نظر یا قاعده استفاده می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 برخلاف

📌 در مقابل

📌 به عنوان مخالف

📌 اختلاف نظر

📌 در حال تخلف

جمله سازی با خلافا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سافرت العائلة إلى الساحل، خلافاً لتوقعات الأصدقاء.

خانواده برخلاف انتظار دوستانشان به ساحل سفر کردند.

💡 تصرف الطالب بهدوء، خلافاً لما حدث في الحصة السابقة.

دانش‌آموز برخلاف آنچه در درس قبل اتفاق افتاد، با آرامش رفتار کرد.

💡 أعراض التسمم بالكافيين ليست خلافا لتعاطي جرعات زائدة من المنشطات الأخرى.

علائم مسمومیت با کافئین بی‌شباهت به علائم مصرف بیش از حد سایر محرک‌ها نیست.

💡 وافق الموظفون جميعاً، خلافاً لوجهة نظر المدير في البداية.

برخلاف دیدگاه اولیه مدیر، همه کارمندان موافقت کردند.

💡 وقد تنطوي هذه الإجراءات على هدم الهياكل المنشأة خلافا للقانون.

این اقدامات ممکن است شامل تخریب سازه‌هایی باشد که برخلاف قانون ساخته شده‌اند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران