خشل
🌐 خاشال
این واژه در عربی رایج و مشهور نیست و در متون معمول کمتر بهکار میرود؛ اگر منظور شکل نزدیک به آن از ریشههای مشابه باشد، معمولاً به چیزی خشک، زبر یا بیلطافت اشاره میکند. در برخی کاربردها ممکن است به وصف حالتی آمیخته به درشتی یا خشکی در رفتار یا ظاهر نزدیک باشد، اما برای این صورت واژه، معنای قطعی و بسیار رایج در عربی معیار دیده نمیشود.
جمله سازی با خشل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدت الثيابُ خشلًا بعد الغسيل المتكرر، فاضطررتُ إلى تبديلها.
لباسها بعد از شستشوی مکرر، کهنه به نظر میرسیدند، بنابراین مجبور شدم آنها را عوض کنم.
💡 لا أحبُّ أن يظهر العملُ خشلًا، بل أفضّل أن يكون مرتبًا ومتقنًا.
من دوست ندارم کارم نامرتب به نظر برسد؛ ترجیح میدهم مرتب و خوب انجام شده باشد.
💡 رأيتُ الرجلَ خشلًا في مظهره، لكنه كان لطيفًا في التعامل مع الناس.
آن مرد را در ظاهر خجالتی دیدم، اما در برخورد با مردم مهربان بود.