خجلان
🌐 شرمنده
صفت (adjective)
📌 شرمنده
📌 خجالت زده
📌 خجالتی
جمله سازی با خجلان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 أنا خجلان من تصرفاتي في ذلك الحين.
از کارهای آن زمانم شرمندهام.
💡 عاد الطفل خجلان بعد أن تعثر أمام الباب.
کودک پس از اینکه جلوی در زمین خورد، خجالتزده برگشت.
💡 كان الشاب خجلان عندما قدّم نفسه للمرة الأولى.
مرد جوان وقتی برای اولین بار خودش را معرفی کرد، خجالتی بود.
💡 عندما تقوم بشيء لطيف تكون خجلان جدا من الاعتراف بذلك.
وقتی کار خوبی انجام میدهی، آنقدر خجالت میکشی که حاضر نیستی به آن اعتراف کنی.
💡 بقيت الفتاة خجلان من المدح الذي سمعته أمام زميلاتها.
دختر از تعریف و تمجیدهایی که جلوی همکلاسیهایش میشنید، خجالتزده ماند.
💡 أنا خجلان منك، أتمنى لو كنت متّ كجندي جليل في الحرب
من از تو شرمندهام؛ کاش به عنوان یک سرباز شریف در جنگ کشته شده بودی.