خجلها
🌐 کمرویی او
دیکشنری عربی به فارسی
📌 کمرویی او
📌 خجالتی
📌 خجالتی بودنش
📌 عشوه گری او
📌 شرم و حیا او
📌 خجالت او
جمله سازی با خجلها
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خفّت خجلها بعد أن جلست مع الأصدقاء مدة طويلة.
بعد از اینکه مدت زیادی با دوستانش نشست، خجالتش کمتر شد.
💡 زاد خجلها من صعوبة الرد على السؤال الأول.
خجالتش به خاطر مشکل در پاسخ به سوال اول بیشتر شد.
💡 تخلت عن خجلها قليال وسالته:قولى بقا ايه اللي مضايقك.
کمی خجالتش را کنار گذاشت و از او پرسید: بگو ببینم، چه چیزی تو را آزار میدهد؟
💡 كنت أعزي نفسي بأننا سنرحل قريبا وعندها سأخلع عنها خجلها وأثبت رجولتي
با این فکر که به زودی از هم جدا میشویم و بعد من خجالت را از او دور میکنم و مردانگیام را ثابت میکنم، خودم را دلداری میدادم.
💡 كل هذه الردود الحادة العدوانية ليست سوى محاوالت إلخفاء خجلها من الموقف ال أكثر وال أقل
تمام این واکنشهای تند و پرخاشگرانه چیزی بیش از تلاش برای پنهان کردن شرمندگی او از این وضعیت نیست.
💡 لاحظ الجميع خجلها عندما سُئلت عن اسمها.
وقتی اسمش را پرسیدند، همه متوجه خجالتی بودنش شدند.